پر ستو های مها جر
قالب وبلاگ

در پیچ و تاب روزگار، ایام در نفس باد از نقش ها و زمزمه بهار سخن می گوید. تحول از طبیعت آغاز و در بستری از تفکر به جایگاه والامی رسد.
بین تفکر و داده های روزگار فاصله زیادی نیست اما دور شدن از این مبنا آفتی است که گه گاهی ما را از اهداف دور می کند که یکی از این ارتباط دو سویه تفکر و طبیعت، صنعت گردشگری و اقتصاد است که نقش بسیار مهمی در پیشرفت کشورها داشته و این مهم از پیوند مجموعه های کوچک و بزرگ انباشته های افکار به وجود می آید.
در این شهر آثار باستانی صاحب سخن بسیار باانگیزه در کنار یگدیگر چیده شده اند. آتشگده ساسانی، چشمه اسکندریه، آبشار، باغ تاریخی تالار، غار ریس و آثار دیگری که گویای وحدت اندیشه و بیان در لباس توانمندی است که با معرفی یکی از این آثار از گردشگری به اقتصاد پلی می زنیم.
'غار ریس نیاسر با درهای ورودی آن در باغ تالار ، معبدی بوده متعلق به پیروان آیین میترا (خدای ایران باستان) به احتمال زیاد قدمت این معبد به اوایل دوره پارت ها بر می گردد.
غار نیاسر به طور کامل ساخته دست انسان است به جز یک یا دو فضا که به طور طبیعی وجود داشته است. شکی نیست که این غار معبد میترا بوده است و پیدایش آن ممکن است به دوره اشکانیان (پارت ها) مرتبط باشد .
بیشتر معبد های میترا مانند غار نیاسر در تاریکی کامل ساخته می شده است. این غار دریچه های متعددی دارد تعدادی از آنها در داخل صخره ای وجود دارند که قسمت بالای نیاسر را از همسایگان پایین جدا می سازد.
این ورودی ها که رو به شرق قرار دارند در امتداد آبشار منظره زیبایی از نیاسر را به نمایش گذاشته اند. نشانه های فرسایش آب بر روی صخره ها و سنگ ها در بر دارنده و گواهی دهنده این حقیقت است که غار خوش منظر این ناحیه از زمان های بسیار قدیم وجود داشته است.
در کتاب' آیین میترا 'نوشتة مارتین ورمازرن نقل شده است که: ' پورفیر درکتابش از شخصی به نام اوبولوس روایت می کند که ستایش مهر در غارهای طبیعی انجام می گرفته است. نزدیک غار می بایست رودخانه ای جریان داشته باشد.
و در کتاب 'آیین مهر' نوشته شده که: ' آب در آیین میترا دارای اهمیت فراوانی است، یکی از آداب مهری دینان شست و شو و غسل بوده و برای شرکت در مراسم ستایش مهر ، افراد ملزم بودند تا مدت چند شبانه روز ، مطابق با آدابی خود را شستشو دهند و محتمل ضربات تازیانه گردند. در مهرابه ها یا چاه آب وجود داشت و یا چشمه های جوشان، به همین دلیل کف مهرابه ها جوی حفر می کردند.'
آبشار نیاسر مدرک دیگری است که غار، معبدی بوده متعلق به پیروان آیین میترا . در زیر آبشار دو سنگ آسیاب وجود دارد که به طرز شگفت انگیزی شبیه به یک یا دو سنگی است که در اعماق داخل غار دیده می شود.
شکی نیست که وجود این سنگ ها در داخل غار تاریک و هیجان انگیز به منظور آرد کردن گندم نبوده است بلکه بر اساس آداب و تشریفات مذهبی آیین میتراییسم در مراسم قربانی دادن استفاده می شده است.
گفته می شود، از این سنگ ها به عنوان سرپوشی برای بستن ورودی های اتاق های کوچک غار استفاده می شده است.
هوای مطبوع و گردش هوا در سراسر غار وجود دارد. یکی از عمیق ترین چاههای داخل غار 10 متر عمق دارد و هوا حتی در آن قسمت نیز جریان دارد . به منظور طی کردن راه در داخل غار، راهروها و حتی اتاق هایی وجود دارد که به وسیله لیز خوردن یا سینه خیز رفتن و در جاهای دیگر، به صورت خمیده می توان از آن عبور کرد.
این غار دارای یک ورودی بزرگ است که درسال 1358بر اثر زلزله خراب شده است. قسمت هایی از غار نیز که متلاشی شده و از بین رفته ، زیر آوار زلزله قرار دارد . بیشتر ظروف سفالی در داخل غار مربوط به دوره ساسانی بوده و مقداری نیز متعلق به دوره پارت ها است.
با این وجود مقداری ظروف سفالی از دوره اسلامی نیز در اطراف ورودی های غار دیده شده است. از گذشته به دنیای امروز سیر می کنیم بدون نشانه، نمی توان آنچه را که انسان نمی بیند را به او شناساند.
وجود این نگین های درخشان، سرچشمه گنج را نمایان می سازد که کلید آن با حضور گردشگران به منبع اقتصاد می رسد.
امروزه صنعت گردشگری بعنوان یکی از بزرگترین بخش های اقتصادی در بسیاری از کشورها محسوب می شود و آثار مثبت اقتصادی و فرهنگی آن مورد توجه کشورهای زیادی قرار می گیرد. بر اساس اطلاعات جهانی جهانگردی (WTO) و یونسکو کشور ایران، با جاذبه های متنوع و منحصر به فرد تاریخی، مذهبی، فرهنگی و طبیعی جز 10 کشور اول دنیا به شمار می آید و از پتانسیل زیادی برای جهانگردی و گردشگردی بین المللی برخوردار است.
از این رو، از دیرباز هدف اصلی سیاستگذاران صنعت گردشگری بر این بوده است که آن را جایگزین صادرات نفت کنند و اقتصاد کشور را از حالت تک محصولی خارج کنند.
صنعت گردشگری نوعی سرمایه گذاری خارجی در داخل کشور است بنابراین منبع درآمدی ارزی بسیار قابل ملاحظه ای برای اقتصاد کشور محسوب می شود، همچنین این صنعت می تواند تاثیر مهمی بر افزایش اشتغال، درآمدهای مرتبط با مکان های اقامتی و نیز درآمدهای دولتی کشور داشته باشد.
بنابراین صنعت گردشگری بطور مستقیم و غیر مستقیم بر رشد اقتصادی موثر است. لذا می توان نتیجه گرفت که گردشگری همواره عامل مهمی برای رشد و توسعه اقتصادی کشور به حساب می آید و فراهم کردن زمینه های توسعه گردشگری از جمله توسعه راههای مواصلاتی،‌ حمل و نقل، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، توسعه اماکن اقامتی و توسعه تسهیلات تفریحی و امور رفاهی و همچنین حمایت های دولتی بیش از پیش ضروری است

[ دوشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٤ ‎ب.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]

زیستن از بهار آغاز

 می شود

بدون او زمستان می میرد

پاییز از رفتن و ماندن

می نالد

اما 

تابستان 

املای عشق را می خواند.  

[ پنجشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]
سالها
 آب
 از پس
 ابر
 می بارد
اما باران
سخن دیگر دارد
آبی از تو است اگر سبز می آید
این صدای آب است که شرشر می بارد
[ دوشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]

هدیه از یک دوست

سپاسگزارم از شما خانم ایزدی

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد 
برسیم!

 


http://s1.picofile.com/file/6513657942/love.jpga

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند  گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری    گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم       گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم  گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم   گفت: بیش از من؟
کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،
سفری بی همراه،
گم شدن تا ته تنهایی محض،
یار تنهایی من با من گفت:
هر کجا لرزیدی،
از سفرترسیدی،
تو بگو، از ته دل
من خدا را دارم...

 

[ پنجشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]

 

 

فردوسی؛ احیاگر زبان فارسی 

بین شباهت اندیشه و تفکر نمی توان راهی پیدا کرد که به بیراهه منتهی شود اما یکسانی هم در آن دیده نمی شود .
می توان بیان تفکر اندیشه را از نتیجه ارتباط افراد جوامع در یافت یا بیانگرتفکر و محیط زندگی آنهادانست که در اساطیر و حماسه شکل می گیرد ومی گوییم، این پیامدهای زاییده افکار اقوام مختلف است. از دنیای بیرون به درون انسان منتقل می شود در درون چه اتفاقی
می اُ فتد ؟ یافته های به دست آمده، خانه دار می شوند و هویت آشنا پیدا می کنند یا نه، در یک گوشه ای پنهان
می شوند ؟ اگر با داده ها و نها دینه شده های درونی به نشست و برخاست بپردازند و یک نوع رابطه دوسویه برقرار شودو فرهنگی را به نمایش می گذارد که هنر را به عرصه ظهور رسانده و قدرتمند نمایان می سازد که از این جلوه گری نقش اساطیرو حماسه را نمی توان کم رنگ دید بلکه فراتر رفته و با افتخار از آثار ارزشمند مرد بزرگ پارسیششاهنامه را اسب تک تاز اسطوره و حماسه دانست . گرچه فردوسی در شاهنامه زمان را سایه محدود و نامحدود می پندارد و با آن نوعی بازی جوانمردانه دارد اما هوشیاری و تدبیراین مرد بزرگ نه تنها خود را بلکه ایرانیان را هم با هویت آشکار زنده می دارد و در گیرو دار زمان پنهان نمی کند .درباره بی گرانگی و نامحدودبودن زمان در عرصه اساطیر و قدمت و محدودیت آن در حماسه ، این نکته اهمیت دارد که در روایات اساطیری، ما با شخصیت هایی مواجه می شویم که
بی مرگ هستند یعنی ازلیت زمان در این حوزه ، مصداق ابدی هم یافته است اما در حماسه همچنان که زمان ، بی آغاز نیست از ابدیت نیز نشانی
نمی یابیم و جاودانگی اساطیری به داشتن عمرهای طولانی تبدیل می شود به طوری که توس از جاویدانان متون پهلوی است در شاهنامه پس از زندگی دیرباز به همراه چند پهلوان در زیر برف مدفون
می شود و می میرد .در اسطوره ، زمان ازلی و نامعین است اما در حماسه ، بااینکه بسیار قدیمی است ، هرگز بی آغازو ازلی نیست .در اسطوره ، مکان آسمانی و مینوی است و بی مکان است اما در حماسه ، مکان زمینی و این جهانی است . خوب، برخی از معناهای ارزشمند در افکار این مرد بزرگ می نویسیم که شایسته نیست که در سایه این کلمات به خواب نیم روزی برویم شاید زیبا باشدکه از خود بپرسیم
می خواهیم اسطوره باور یا حماسه ساز باشیم .در آسمان باشیم یا در زمین بمانیم . آنچه که ما در ذهن
می سازیم همان بستری است که می بینیم به حتم گاهی عبور از رودخانه خروشان  ، اسطوره و نجات یک قوم حماسه بوده است اما امروزه هم روز حماسه و اسطوره به پایان نرسیده است . برخی از دانشجویان باانگیزه مان بدون آنکه بدانند حماسه ساز هستند و به اسطوره ها لبخند می زنند . نمونه دانشجویی که به انتخاب وارد دانشگاه پیام نور می شود و برای نوشتن تحقیق خود به سراغ ابزارها و مجله های پژوهشی می رود ودر برخی از این کتابخانه ها آثاری از آن نمی بیند با یک حماسه ای که آرمان اسطوره را به خود پیوند می زند همراه می شود او حماسه ساز است ناامید نمی شود مکانی که محیط علمی است فاقد ابزاری است که اورا به مقصد برساند. آیا همت او کمتر از اسب رستم است ؟ نه این گونه نیست برخی از این دانشجویان در ترم های بالاتر با اسطوره بیشتر دست و پنجه نرم می کنند اما ناگفته نماند که زنجیره پیوسته این مکان علمی را بسیار
بجا و شایسته می دانیم اما نباید مجهز کردن این سیستم علمی را به آینده سپرد گرچه اسطوره و حماسه ساز می شوند  اما شایستگی به فردوسی
ساختن است

 

 

[ چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]

 

سعدی؛ مرد اخلاق و سخن

سخن گفتن از مردان بزرگ به ظاهر آسان است اما نوعی با تاریخ درگیر شدن است . تاریخ انگاره ی است که با یکسان دیدن ،بیگانه است از زیر و بم ها می گوید،آنچه را که زیبا بردل جای دهد برنگاه نازیبا نمی سپارد. سعدی از دل سپاره های تاریخ است ، گفتن برایش آسان است اما ساختن برایش سخت است . سعدی مرد اخلاق و سخن است و بسیار از سبک و آثارش گفته اند . در زندگی سعدی دو درس یافتم که حکایتی برایش نساخته بود . این شاعر قرن هفتم بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی از شیراز، سال 620هجری ودر سن جوانی برای ادامه تحصیل به مدرسه بزرگ و مشهور نظامیه بغداد می رود . طالب جوان با شور و عشق بسیار به کسب دانش به زبان علم آن روز که عربی بوده می پردازد و خورشید بغداد سالهای جوانی شاعرمی شود – به قول خودش " چنان که افتد و دانی " . اما سال 653هجری پایان سی سال دوری شیخ شیراز است .سعدی بایافته هایش به شیراز می آید . شیخ ، شاعر است نه مرد مدح و دربار . واعظ و مدرس است نه دلبند و
پایبند مسجد و مدرسه . آزاد است ورها ، در کوچه و بازار با اهل سخن می نشیند ، فکر پنجاه سالگی در او جایی ندارد ، بلکه جوانی است سرمست عشق . شاید دوری از زادگاه به او آموخته که داشته هایش در هوای شیراز بهاری است نه در غربت از یار . آغازی دیگر برای اوست . اولین اثر تاریخدار سعدی در سال 655 هجری به نام بوستان وبعد از مدت زمان کمی گلستان نوشته می شود .در این چند سطر دو آموزه شفاف ،عشق وطن وخلق آثار ،به دور از شتاب زدگی همدیگر را همراهی کردند. بسیاری از ما اگر برای تحصیل از کشور خارج شویم بهانه بازگشت را در موقعیت عالی می یابیم و یا استفاده از زبان و فرهنگ آموخته شده را نشانه رشد خود می بینیم . حال شیخ شیراز ، در بازگشت به زادگاهش ، آزادی و رهایی از بندها را کلید گنج درون می کند و همزبان تاریخ
می شود ، به سادگی و بدور از پیرایگی سخن
می گوید همنشین مردم کوچه و بازار می شود ، خود را از
گوشه گیری و سجاده نشینی ریا کارانه دور می کند و از حال و هوای مردم دور نمی شود. مغولان در اوایل قرن هفتم ، به خراسان حمله کردند و به تدریج به نواحی دیگر ایران رسیدند و کشور را تحت تا ثیر تغییرات سبکی قرار دادند چرا که تغییر و تحولات اجتماعی در هر دوره با تغییر سبک روبرو است . حمله مغولان با روحیه شکست خورده ایرانیان سازگار نبود و آنها را به طرف آرامش و توجه به امور اخروی رهنمون کرد و عرفان که از دوره قبل وارد ادبیات شده بود در قرن هفتم رواج کامل یافت اما سعدی به غزل عاشقانه روحی تازه می د مد و از سه جهت زبان ومعنی و ادبیات معیار فصاحت و بلاغت
می شود . زبان او نزدیک به زبان فردوسی است و بوستان را در وزن شاهنامه می سراید در شعر سعدی سادگی و بی پیرایگی باعث دلنشینی حکایات شده است . همدم و مونس مردم می شود . سعدی شتاب زده نیست ، آمده تا بماند او نمی خواهد دیگر در غربت بماند . سعدی در دیروز نمانده است او معتقد است ، در خلق آثار بویژه علوم انسانی شتاب زدگی مهمترین آفت است علم همراه پختگی ذهنی بهترین آثار را خلق می کند . امروزه من دانشجودر حوزه علوم انسانی بسیار باعجله یافته هایم را در قالب مقاله می گنجانم که سریع برسم اما به کجا؟ تعداد آثارم را بالا ببرم برای چه تا چه بگوییم . آیا
می توان با سرعت سخن گفت و شنونده از بیان ما لذت ببرد .
اینجا دیگر بحث داشته ها نیست سخن از گفته هاست که پایدار نیست . در آثار وزندگی بزرگان به جای دویدن ماندن وتامل کردن جایگاه دارد اما دنیای دانشگاهی امروز بیشتر بادویدن سروکاردارد باید باعجله بدون لحظه ای ایستادن با قوانین و آیین نامه ها همراه شوی وگرنه زمان ازدست می رود . ناگفته نماند ، ما زمان را وقتی از دست می دهیم که آثارمان غریب بماند ، آن زمان ، بازنده روزگار هستیم. سعدی اگر چه در سال 691 غزل عشق را سرود وشیراز را در سوگ گذاشت اما افتخار من و تمام دانشجویان و استادان زبان وادبیات فارسی شد و نگاه داریم به آینده ای که معیار ارزش ها در علوم انسانی بر اساس شیوه و روش انسان های بزرگ سرزمین مان دیده شود .

[ چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]

 

این روزها عطر و گلاب در قمصر و نیاسر کاشان غوغا می‌کند
 

ایرانیان از نخستین کسانی هستند که از دوران بسیار دور به ویژگی‌های دارویی و درمانی گل سرخ پی‌برده‌اند. بوی خوش آن آرامش دهنده دل‌ها ورنگ گلبرگ‌ های زیبایش همواره زینت‌بخش سفره‌های رنگارنگ ایرانیان بوده است. براین باور هستیم که گرچه عمر گل کوتاه است اما عطرش با نا می از پیامبر گرامیمان ماندگار می ماند تا جای که می توان گفت ، کشت گل محمدی و فرایند گلاب و عطر از این گیاه قدمت هزار ساله دارد.در ایران سطح زیر کشت گل محمدی حدود 5000 هکتار است و شهرستان  کاشان  یکی از قطب های مهم کشور در امر تولید گلاب و صنعت گردشگری می باشد که یکی دیگر از ویژگی های بارز این شهرستان  همسایگی با کویر و کوهستان است که با فاصله 30کیلومتر هر دو طبیعت گوناگون را درکنار یکدیگر دارد و سه شهر مهم گل و گلاب آن شهر سبز نیاسر ، قمصروبرزک باروستاهای تابع آن است. شهر نیاسر شهر ی است که آثار باستانی بسیار ارزشمندی را درخود جای داده است که علاوه بر آن با تنوع زیستی وپوشش گیاهی گوناگونی نیزهمراه است . تنوع زیستی عبارت از اشکال گوناگون زندگی ، شامل موجودات زنده و زیست بوم‌های این موجودات است که ارزش اقتصادی آنها قابل برآورد نیست و در سه سطح ژنتیکی، گونه‌ای و اکوسیستمی مطرح است. منطقه کاشان به علت وجود گونه‌های متعدد جانوری و گیاهی و زیستگاه‌های مختلف آنها از مناطق غنی و ارزشمند کشور محسوب می‌شود. تنوع میکروکلیماهای موجود در این منطقه و اتخاذ تدابیر هوشمندانه مردم این اقلیم‌های خرد در بهره‌برداری پایدار از تنوع زیستی موجود باعث می‌شود معادن و ذخایر معدنی این منطقه در مقایسه با تنوع زیستی و دانش بومی موجود در آن در دید کلان و در دراز مدت از حیث ارزشی در اولویت‌های بعدی قرار گیرند. دستاوردهای تجربی مردم منطقه در مورد گیاهان، بخشی از غنای فرهنگی کشور را تشکیل می‌دهد که حفاظت از آن به عنوان بعد چهارم تنوع زیستی از ارزش و اعتبار زیادی برخوردار است. همچنین گلستان‌‌‌های کاشان تأمین‌کننده نیازهای روحی، روانی و زیبایی بخش محیط زیست کویرنشینان و تفرجگاه مردم در ماه‌های گرم سال است. ارزش فرهنگی گــلاب با عمیــق‌تــرین اعتقادات دینی مردم یعنی مساجد عجین‌شده و تطهیر خانه خدا با گلاب از جنبه‌های شاخص اهمیت گل محمدی است. طبق اسناد بین‌المللی مبدأ تولید گلاب ایران و مبدأ تولید روغن‌های معطر و عصاره گلبرگ‌های تازه یونان ذکر شده است. در بوندهشن (دایره المعارف زرتشتی‌ها) از گل سرخ به تکریم یاد شده است. ابومنصور موفق در قرن دهم میلادی ضمن تعریف خواص دارویی گل رز خاطر نشان نموده است که بهترین گلها، گل سرخ ایرانی است. گل محمدی به علت رایحه فوق‌العاده و تنوع ارقام در بسیاری از مناطق دنیا کشت می‌گردد و در آثار تاریخی و ادبی ملل مختلف جایگاه ویژه‌ای دارد. علاوه بر موارد فوق‌الذکر که نشان‌دهنده توانایی گل‌محمدی در ارائه خدمات بوم‌شناختی است، دانش بومی استحصال عرقیات مختلف، کاربردهای دارویی آن و توجه به دیگر گیاهان دارویی در درمان از جنبه‌های ارزشمند و قابل توجه فرهنگی است. جنبه‌ اخیر در تأمین اهداف آموزشی، تحقیقاتی و گردشگری برای کلیه آحاد جامعه و گردشگران علاقه مند کارآمد است و زمینه مناسبی جهت سرمایه‌گذاری خواهد بود. نکته قابل توجه آنکه زمینه فرهنگی چنین توجهاتی در بین صاحبان صنایع تبدیلی گل محمدی و دیگر گیاهان دارویی در منطقه موجود است و توجه بیش از پیش مسئولان شتاب‌دهنده روند رشد آن است. در کنار این حرکت تلاش در جهت ثبت حقوق مالکیت معنوی این دانش بومی، در مجامع معتبر بین‌المللی ضمن مطرح نمودن غنای فرهنگی کشور، منبع تأمین درآمدهای مستمر خواهد شد.در ایران جهت تولید عطر و گلاب از گل محمدی اجزای مختلف گل شامل گلبرگ، کاسبرگ، نهنج، پرچم‌ها و بخشی از دمگل مورد استفاده قرار می‌گیرند. میزان اسانس موجود در اجزای گل متفاوت است. در گل محمدی، اسانس عمدتاً روی گلبرگ‌ها جمع می‌شوند و در تقطیر و تهیه گلاب و یا اسانس معمولاً از این قسمت‌ها استفاده می‌گردد.مطالعه کیفیت گلبرگ‌های گل محمدی نشان داده است که گلبرگ‌ها حاوی مواد روغنی اسانسی مهمی مثل سیترونلول، نرول و ژرانیول هستند که از ارزش بالای اقتصادی در عطر‌سازی برخوردار می‌باشند. مطالعه مقدماتی اجزای گل از لحاظ کمی نشان داد که میزان اسانس در نهنج 10 درصد و در گلبرگ 057/00 درصد بوده است بدین معنی که میزان اسانس گلبرگ حدود 6 برابر بیشتر از نهنج است. مطالعات کیفی اسانس در اجزای گل نیز نشان داده است که استفاده از گلبرگ به تنهایی کیفیتاسانس و ارزش اقتصادی آن را بالا می‌برد. بنابراین توصیه می‌شود در تهیه اسانس و گلاب، از گلبرگ گل و از سایر اجزای گل برای تولید اسانس و گلاب با کیفیت پایین استفاده گردد. مطالعات ریزمرفولوژی انجام شده نشان می‌دهد در گل‌محمدی کاشان کرک‌های حفاظتی و ترشحی متعددی بر روی نهنج، گلبرگ‌ها و دمگل وجود دارد که از گل به سمت ساقه از تراکم این کرک‌ها کاسته می‌شود. در انداز‌ه‌گیری به‌عمل آمده در گل‌های کاشان با میانگین وزن 5/2 گرم سهم وزنی گلبرگ‌ها و پرچم‌ها نسبت به کل گل 70-65 درصد است. لازم است کمیت و کیفیت اسانس حاصل از دیگر اجزای گل مورد بررسی قرار گیرد. همچنین ارزش اقتصادی افزایش کیفی اسانس در مقایسه با کاهش وزن ناشی از جداسازی نهنج و گلبرگ و همچنین هزینه کارگری لازم برای این جداسازی مورد مقایسه قرار گیرد. در نمونه‌ای از آزمایش‌های انجام‌شده مقادیر ترکیب‌های عمده گل در اکسیشن‌های مختلف به ترتیب شامل Citronellal (5/9 تا 3/8 درصد)، Geraniol (6/5 تا 37 درصد) و Phenyl ethyl alcohol (5/4 تا 2/30 درصد) بوده است.البته استاندارد بین‌المللی (ISO) مقادیر44-34درصد برای Citronellal، 12-18 درصد بـــرای Geraniol و 20 درصـــد بـــرای Phenyl ethyl alcohol را بــرای نمــونه‌هــای استاندارد اعلام داشته است. در ضمن این ترکیب‌ها در نمونه اسانس‌های صنعتی بسیار ناچیز و با توجه به روش‌های برداشت و اسانس‌گیری ترکیب‌های سنگین از میزان بالایی برخوردار هستند.از زمان چیدن گل، جمع‌آوری، حمل و نقل تا شروع عملیات تقطیر به علت بالا بودن دمای گل، در گلبرگ‌ها تخمیر اتفاق می‌افتد. چنانچه این زمان به حداقل برسد و یا دمای گل پایین نگهداشته شود، راندمان استحصال اسانس افزایش می‌یابد. در اثر تخمیر، برخی از مواد مهم مثل اسانس مثل سیترونلول و نرال افزایش می‌یابند و برخی مثل ژرانیون و نرول کاهش می‌یابد و به‌طور‌کلی اجزای اسانس در اثر تخمیر دچار تغییرات نامطلوب می‌گردد. به طور مثال دمای بالای C°25 در انبار نگهداری گل، باعث می‌شود تا نصف اسانس موجود در گلبرگها از بین برود. تحقیقات نشان داده است که اگر گل در یک دوره کوتاه زمانی کمتر از 24 ساعت و در لایه‌های نازک و در سایه خنک نگهداری شود، کمترین میزان اسانس از بین می‌رود و کیفیت آن نیز کمتر تغییر می‌کند. نتیجه یک تحقیق نشان داد که هر چه زمان نگهداری گل افزایش یابد، در هر دمایی که نگهداری شود، مقدار اسانس کاهش می‌یابد. همچنین نتیجه گرفته شده مقدار اسانس در دماهای پایین‌تر بیشتر حفظ می‌شود. با توجه به هزینه‌ها و ارزش اقتصادی اسانس، توصیه می‌شود گلها در دمای یخچال نگهداری شوند. نگهداری گل طی سه روز در دمای یخچال، باعث گردید تا 43 درصد اسانس بیشتر نسبت به گل نگهداری شده در دمای محیط به دست آید. فاصله زمانی چیدن گل تا زمان تقطیر بایستی حتی المقدور به حداقل برسد و چیدن گل در صبح زود انجام شود. در حال حاضر گلستان‌های گل محمدی به دلیل سازگاری مناسب با آب و هوای مناطق کوهستانی و مرتفع دومین محصول باغی شهرستان از لحاظ وسعت سطح زیر کشت می‌باشد. کارگاه‌های گلابگیری سنتی و صنعتی گل محمدی به ایجاد اشتغال مولد و تولید فرآورده‌های گل برای عرضه به بازارهای داخلی و ویژه صادرات به بازارهای جهانی هستند. از طرفی سالانه میلیون‌ها نفر از دوستداران گل سرخ داخل و خارج کشور از مراسم گلچینی و گلابگیری آن شهرستان بازدید می‌نمایند.

کارمایه :

کتابخانه پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی نیاسر

[ چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]

 

ابیانه یاقوتی که تنها در کویر می درخشد 

 

 روستای تاریخی و سنتی ابیانه ÷س از قرن ها همانند سیمای سرخ برچهره زرد کویر می درخشد و پیامهای صلح و دوستی و یگرنگی را زمزمه اندیشه امروز و فردا ایران اسلامی می کند.

با دوبیت شعر از مولوی خواستگاه معنایی شدیم که شاید صدای دیروز و چشمان امروز ابیانه باشد.
‌ سالها تو سنگ بودی دلخراش آزمون را یک زمانی خاک باش
از بهاران کی شود سرسبز سنگ خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ
نگاه را فراتر ببریم تا از جنس مروارید باشد نه از عشق صدف. مروارید شفاف است و غلتان که با نگاه گردشگری و قلم روزنامه نگاری بی ارتباط نیست .اما آبادی از جنس خاک و رنگ گل سرخ ، به سوی این روستا با دونگاه می رویم .
وارد جاده باریک و بلند ابیانه شدیم . در آغاز مسیر ، بربالای تپه ی بلند قلعه یا کاروانسرای در تفکر و سکوت، نشسته بود و آرام آرام به ریزش خاطرات سنگینش، خشت هایی را که به ویرانی دل می سپرد را شمارش می کرد . اما هنوز استوار و پابرجا ست. این جا قلعه یا کاروانسراست؟
این بنا خود دل بر تسلیم زمان نمی سپارد انگار سخنی داشت که نمی خواست ویرانه شود اما اثری از باسازی و مرمت نبود. پس چرا اینگونه رها شده است؟ شایدبه گفته مولوی آزمونی برای خاک شدن است.
نگاهمان به کوهها و سبزه ها مانوس می شد که ناگه منظره ی نا زیبا در اوج تصویرها، خیره ماند. کوهی زیبا تبدیل به معدنی از سنگ شده بود که دلخراش بودو فریادی داشت که منظر های زیبا بستری است از گردشگری که می تواند پاسخ گوی نیاز طبیعت گردان باشد.
طبیعت گردی در ایران به لحاظ وسعت کشور ،تنوع اقلیمی، زیستگاهی و جانوری دارای گرایش های مختلفی است از تماشای گل و گیاهان، عکاسی از طبیعت و تماشای مناظر طبیعی و بیابان گردی و پیاده روی در طبیعت .سرزمین پهناور و متنوع ایران برابر1648000کیلومتر مربع ، هفدهمین کشور وسیع دنیاست.
.این یعنی ، خاکها ، سنگ ها و هر آنچه که در ایران زیباست با ماست .خاکها از جنس گل سرخ ، به رنگ زرد رخساره ی عاشق ، سوز می گذارند و فخر می فروشند و ما را از شکستن صدا ها به بافت تاریخی روستا نزدیک می کنند.
دیوارها از جنس خاک بودندو تخت گا ه در خانه ها از جنس خاطره ها .در همان لحظه ی آغاز پیرمرد و پیرزنی الاغ سوار را دیدیم ، خواستم از آنها عکس بگیرم ، پیرزن بی درنگ روی خود را با چادری گل گون پوشاند . حیا و وقارش بهاری از زن ایران بود نه تنها او بلکه زنانی که آرام برسکوی آرامش تکیه زده بودند نا آرام شدند و من بسیار متعجب به آنها نگاه می کردم وآنها فلسفه ی ایران و زن مسلمان را با اشاره ی دستانشان به نمایش گذاشتند .
خدای من بسیار زیبا بود ، لحظه ی احساس کردم می خوا هم دستانشان را لمس کنم ، هنوز سوال آنها در کوشم طنین انداز است که از من پرسیدند ، چرا از احساس غیرتمندانه ی آنها متعجب شده ام ؟ ومن پاسخی نداشتم. چرا من این جا نیستم؟
کوچه پس کوچه ها غریب بودند این را از بطر ی های شکسته درب خانه ها و زبالهای پرتاب شده بربام ها می شد احساس کرد.
بافت زیبا و سرخ رنگ زمان ساسانیان با چهره های پیران و نگاه های حسرت گردشگران انس گرفته بود. بسیار زیبابود از سرازیری زیر گذری به میدان کوچکی رسیدم که ناگهان فریاد از جوانی لرزه براندام آتشگده آن انداخت . گردشگری جوان که دانشجوی جستجوگر بود بابرخود تنه ی درخت بیهوش برزمین افتاد همه در تب و تاب بودند اما پزشکی نبود او به روستایی دیگر رفته بود . کلمات را گم کرده بودم نگاهم را به آسمان انداختم ، خدایا، فرجی برسان ، که ناگه خیره ماندم به گوشه ای ، نیروهای انتظامی در پایین بنایی و مردی تیشه بدست سیمان های سیاه رنگ پشت بام گلی رنگ را می کند .
خدای من ،دخترجوان بی جان برزمین مانده است و همه بی هدف بدنبال نجات به هر سوی می دوند اما طرف دیگر صدای قانون ایستاده تا سیمان سیاه را از رنگ قرمز بکند.
در این بافت گلی گم شدم وسرگردان ، می خواستم فریاد بزنم ، صدایم خشک شده بود ، هیچ استراحت گاهی نبود ناگهان دختر بچه ای را دیدم به دنبالش دویدم ، پیدا شدم در کنار یک مغازه که پیرزنی لباسهایش را کرایه می داد اما او هم شاد نبود..
خواستم از دختر کوچلو عکس بگیرم با فرارش به من رساند که باید مبلغی به او بدهم تا زیبایش را به تصویر بکشم . این بار خودم با خودم خواندم ،تا
. بگویم ، آهای صدای رسانه ، آهای قلم فسانه ، تو چه زیبا به دنیا غوغا می رسانی که ابیانه زیباست اما نمی گویی که ابیانه تنهاست . اما به راستی چرا به امنیت های گردشگری بی تفاوت می شویم.
به طور کلی امنیت به نوعی احساس روانی گفته می شود که در آن به خاطر مبرا بودن از ترس وضعیت آرامش و اطمینان خاطر حاصل می شود ( هندیانی ، 1386، ص38) بافت تاریخی ابیانه پر از احساس های روانی که به انتظار می نشیند نه به آرامش برسد . این جا جوانان را به غربت فرستاده است چرا که می گویند از اقتصاد خبری نیست.
. مگر نه آنکه صنعت گردشگری یک اقتصاد است که باید باسیاست گذاری صحیح به آن امنیت بخشید.
امروزه کارشناسان فن مولفه های امنیت را در تمامی ابعاد سیاسی ، فرهنگی اقتصادی و اجتماعی پی گیری می کنند که از آنها امنیت در گردشگری از مولفه های مهم است (رهنمایی و پور موسی )
این مهم با دانش دانشجویان رشته های گردشگری به تحقق می رسد حال آیا این بافت های کوچک تاریخی نمی تواند ابزاری باشد برای توسعه اقتصاد گردشگری براساس یافته های دانش آموخته های این رشته ی دانشگاهی . شاید دیگر زمان آن رسیده باشد که از دانشگاه به جامعه نزدیک شویم تا کارشناس هر رشته ی تحصیلی در جای خود قرار بگیرد نه همانند گم گشته ی او را بیابند.
روستای تاریخی و سنتی ابیانه در 40 کیلومتری شمال غربی نطنز و در دامنه های کوه کرکس از استان اصفهان واقع شده است.

[ سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]

 

 

زنان کویر پرچم های امید را برا فراشته اند
 

روزی پزتاب بالهای زیبای پرستوها را در زیرسقف بازار تاریخی کاشان نگاه می کردم پرهای امید بربال هایشان می درخشید چقدر زیبالانه سازی می کردند.

امید را در ساختن معنی می کردند اما، ما، انسانهای علم و دانش ساختن را چگونه معنی می کنیم ؟ هر چه لانه ی پرستو ها ویران شود باز امیدوار می سازد اما، ما گاهی غمگین می شویم گاهی به تاریخ می رویم تا امروز را بسازیم و شاید حضوری از گذشته را به آرمانهایمان پیوند بزنیم. امروز برای من همان روز شد.
پروانه هایی با بالهای سنگین و چهر هایی درخشان در فضای دفتر خبرگزاری کاشان چشمانم را خیره و ماندگار کرده بود سالها گذشته بود معلم و یادگار دوران دانش آموزیم را مرور می کردم تو به من آموختی که پرستوی امید باشم و از ویرانگی نهراسم آری تو زن، مادر و همه عطر فردایی.
چهره اش همانند گذشته مهربان و بود آرام اما سخنانشان باورهایم را سخت تکان داد. زنهایی از جنس شقایق ها از فضای قبل از انقلاب، از جنگ و دنیای امروز سخن داشتند.
دبیر جامعه اسلامی زنان کاشان، از زنان کویر به نشانه ی از صبر و اسقامت سخن داشت و گفت: ما زنانی از جنس ایمان هستیم که نفس شلاق طاغوت را بر قامت بیداری احساس کردیم اما چشم امید را نبستیم و پایدار ماندیم تا اوج پیروزی انقلاب اسلامی را ببینیم.
عفت اخباری، از شکوه انقلاب و خاطرات آن روزها می گوید که چگونه باعث شد تا این حرکت خودجوش این قشر زنان طی یک دهه قبل با عضویت سی نفر از زنان کاشانی، هدفمند و صاحب نام شود.
به گفته وی، در صحنه های سخت و بحرانی جامعه نقش زنان پررنگ و تاثیر گذار معرفی می شود اما گذر جامعه از این دوران، آرام آرام این گروه را به فراموشی می سپارد.
وی اهمیت و توجه به چنین مجموعه هایی هدفمند را بسیار ارزشمند و جامعه مدار دانست و افزود: اگر برای اعتبار به برخی از ادارات مسول مراجعه کنیم باید برای هر بار یک تصویر از مجوز را هم ارائه دهیم اما بی فایده و بی نتیجه باز می گردیم.
مگر نه آنکه نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می دهند، پس چگونه است که برای فعالیت های گروهی و ارزشمند ما هیچ اعتباری پیش بینی نمی شود و در زمان عمل قدم ها در کوه می شکند.
زهرا عبدالرزاقی، دبیر فرهنگی این کانون، گفتگو را به بحث جوان امروز کشاند و گفت: در جامعه اسلامی زنان کاشان پژوهشگده ازدواج را طراحی و اجرا کرده ایم تا بتوانیم این مشکل جوانان را از معرفی به یگدیکر با حضور خانواده تا آموزشهای قبل و بعد ازدواج حل کنیم که بسیار با موفقیت انجام گرفته است.
به گفته وی، در جامعه ی امروز برای رسیدن به آرمانهای اسلامی نیاز هست تا با برنامه های هدفمند این قشر همرا هی شوند نه اینکه در حد سخن پایان یابد.
وی استقبال از این پژوهشگده را بهترین امید برای حرکت دانست و افزود: متاسفانه، تاکنون به ارزشهای مدیران مسول این مکان خودجوش زنان توجه درخور نشده است تا پشوانه و یا الگویی باشد تا دیگر زنان را هم به سوی تلاش های گروهی با هدف اصلاح جامعه مطلوب و اسلامی سوق دهد.
نگاهم در ا ندیشه هایشان گم و ناپدید می شد. مادران و زنان خوب ایران چه کم توقع به دیدار لحظه ها می شتابند. چهره شان مهربان و دلشان پرغم بود چرا که عاشق داشته هایشان هستند اما دستان کمک را دور می بینند.
معلم دیروز من، هنوز هم ، نفس ساختن دارد، در گفته هایش، مشاوری دلسوز است که نگاه زنانه اش او را به ظریف ترین لایه های خشن جامعه می رساند.
با خود و در خود می سوختم که اشک هایم چهرهایشان را در هم ریخت و آغاز نغمه ی شد. سکوت در لبخند مهربان معلم روزهای هیاهویم شکست.
معصومه دانشوزیری، یکی از مشاورین این مجموعه، فریاد را از ناشناخته های زنان دانست و گفت: یکی از فرایند های انقلاب آشنایی زنان با حقوق قانونی آنهاست اما متاسفانه در شناخت و بدست آوردن این حقوق گاهی راه را به بی راهه می روند.
که عضو شورای حل اختلاف دادگستری کاشان نیز هست افزود: شناخت حقوق زنان نبایدآنها را از لطافت و ظرافت های زنانه به دنیای خشن فردا برساند و به این باور برسند که این حق ابزرای از جنس خشونت است که در دست آنهاست بلکه آنچه را که به ارزش زنان می افزاید متانت و مهربانی وبدور از مرزهای قضاوت است.
به گفته وی، این امر هم مستلزم ارتباط زنان مشاور و آگاه با بستر جامعه و زنان خانه داراست که نیاز به همراهی و نهادینه کردن مسولان امر دارد، چرا که توانمندی ما زنان در قسمت آموزش، مشاوره و انگیزه برای ارائه راحل ها پایان ناپذیر است.
اما بسترهای پشتوانه به خصوص در بخش اعتبار دهی کامل نیست اما امیدوار هستیم با توجه به دنیای امروز که نقش رسانه های فرا مرزی در نگاه به فرهنگ ایران شفاف نیست که با نوعی ابزارهای نرم وارد کانون خانواده ها شده تا به اهدافشان نزدیک شوند.
نقش ما زنان را نادیده نگیرند و به این باور برسند که اگر مارا یاری دهند می توانیم جامعه ی از جنس آیینه بسازیم. این بود سخن سه زن بزرگ در یک دیدار کوتاه که زمزمه ای کرد از بال پرستوهای ایران، که پرهایشان را در طوفان حوادث بر باد نمی سپارند و در بازار هیاهو آرام آرام لانه می سازند و به انتظار روزهای آفتابی ، شب های سیاه را الماس درخشان می پندارند

[ سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ٧:٤٠ ‎ب.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]

دو چشمم باز اما غیر تاریکی نمی بینم

سپیده ی هر صبح در پس هر ثانیه ،افکار نیلوفرها را نیلی و قرمز می کند تا برسرسبزی دشت، پرواز پرستوها را ببیند.

به بهانه همایش سپده کاشانی
این جا شهر در هیاهوی افکار بانوی سرفراز به پیشو از نیلوفرها می رود تا آسمان بهاریش باری دیگر عطرآگین شود.

سخن، کلمه ای مقدس است که متعال والا بر اشرف مخلوقات منت نهاد.حال سوگند بر سخن کاری شگرف است که آن دیگر ازلطایف خلقت است که بزرگ پروردگار درون صندوق جان پنهان می دارد و گه گاهی از آن رونمایی می کند.

سرم را نیست سامان جز تو ، ای سامان من بنشین/حریم جان مصفا کرده ام،در جان من بنشین

این سخنی است از نمایه های سپیده کاشانی که شهرستان کاشان را این روزها میزبان عاشقان شعر و هنر کرده است.

بانو ‘سرور اعظم با کوچی’ (سپیده کاشانی) در سال ۱۳۱۵ در کاشان متولد می شود و زندگی را در سایه ی عفاف و پاکدامنی و در قالب شعر بیان می دارد.

ابن بانوی سخنور گفته است:من از همان کودکی با اشعار حافظ و سعدی و مولانا آشنا شدم اما اشعارحافظ بیش از همه مرا تحت تاثیر قرار داد و هر بار که در بحر آثار حافظ غرق می شدم صدفی یا گوهری تازه به دست می آوردم.

او افزوده است:باید بگویم که شعر و ادبیات،نیمی از زندگی من شد و در تنهایی پناگاه من گردید.

این بانوی کاشانی،بعنوان سرباز حماسه، اسطوره و فریاد از انقلاب و ارزشهای آن نیز سخن می گوید و شعر را محدود به درون نمی کند و فراتر می رود و پنجه بر شانه ی آفتاب می زند و با ستاره ها همخانه می شود.

معبود تویی از تو امان می خواهم/زان چشمه سرمدی نشان می خواهم

گفتی که شهید ، زنده جاوید است/یارب زتو عمر جاودان می خواهم

بانوی ادب، جلوه ی معاصر را لباسی از جنس یاسمن می پوشاند و برحس کویر زمزمه ی شترهای کاروان را از نوع تشنگی و آتش نمی داند بلکه کویر را به لذت سایه ی بوته های خشکش پاس می دارد تا شاید پروانه ی زیر آن آرام گیرد همانند نخستین مجموعه ی شعری او به نام ‘پروانه های شب’ که در سال ۱۳۵۲ به چاپ می رسد.

این چهره ی ماندگار معاصر ،سخن از درون مایه گی ها را افسانه نمی پندارد.

اگر اندکی در ژرف نگاه او غرق شویم باوری از زن ایرانی نمایان می شود.

بانو اعظم باکوچی در اشعار و آثارش درون مایه گی از سایه های تاریخ ایران را در آن زمان روشن می کند.

او سخن نمی گوید،تصویر هم نمی سازد،اما آهنگ قدمهایش در سوزش آفتاب کویر بر روی شنزار روان ماندگار می ماند تا کتاب ‘پروانه های شب’ او خیزش افکارش را در تکاپوی سیاهی ها لرزان کند.

دو چشمم باز اما غیر تاریکی نمی بینم/شب تاریک من بشکاف و در چشمان من بنشین.

این سروده به بهار کاشان روح می بخشد و میزبان همایش بزرگداشت سپیده کاشانی می شود تا در چشمان او بنشیند و شکاف شب تاریک اندیشه ی این بانوی سخنور را در یکی از سالن های دانشگاه آزاد کاشان به روشنی، شفاف سازد.

نامگذاری یکی از سالنهای دانشگاه آزاد کاشان به نام سپیده کاشانی  یکی از محفل های ارزشمند این همایش است ناگفته نماند که  بین نسل گذشته و جوان امروز زمان زیادی نگذشته اما فاصله بسیار است اگر به زندگی این بزرگان پرداخته نشود.

‘که کاشان از جمله شهرهایی است که می تواند در عرصه کم کردن فاصله بین نسلی ، حرفی برای گفتن داشته باشد.

و معرفی شاعران بزرگ اما گمنام می تواند برای نسل جوان امروز الگویی برای ساختن باشد و به این منظور پیش بینی شده که در برنامه ی همایش در هنرستان دخترانه ی شهید آوینی کاشان که در همسایه گی خانه ی سپیده کاشانی است، بطور نمادین زنگ سپیده کاشانی به صدا درآید.

انتخاب این مدرسه را برای این نماد، جنبه ی هنری بودن آن است  دختران ایران بخصوص کاشان باید افتخار خود بدانند که می توانند آنها هم روزی یکی از این بزرگان باشند و زنجیره ی هنر را دست به دست یگدیگر به حرکت درآورند.

گویی تحلیل و نمادسازی از هنرمندان ، تاریخ و زمان نمی شناسد و همیشه تازه و باطراوت می ماند.

اما کاشان، سرزمین عشق و فریاد، امروز و فردا در همایش بزرگداشت سپیده کاشانی پیامهای این نامدار بزرگ را جشن می گیرد.

‘سرور اعظم باکوچی’ متخلص به سپیده کاشانی در اول مرداد ماه سال ۱۳۱۵در شهر کاشان در خانواده ای مذهبی و اهل ادب و عرفان به دنیا آمد و در بیست و یکم بهمن سال ۱۳۷۱در شهر لندن انگلستان به دلیل بیماری، دار فانی را وداع گفت.

[ سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ٦:۳٥ ‎ب.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب