پر ستو های مها جر
قالب وبلاگ

 

ابیانه یاقوتی که تنها در کویر می درخشد 

 

 روستای تاریخی و سنتی ابیانه ÷س از قرن ها همانند سیمای سرخ برچهره زرد کویر می درخشد و پیامهای صلح و دوستی و یگرنگی را زمزمه اندیشه امروز و فردا ایران اسلامی می کند.

با دوبیت شعر از مولوی خواستگاه معنایی شدیم که شاید صدای دیروز و چشمان امروز ابیانه باشد.
‌ سالها تو سنگ بودی دلخراش آزمون را یک زمانی خاک باش
از بهاران کی شود سرسبز سنگ خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ
نگاه را فراتر ببریم تا از جنس مروارید باشد نه از عشق صدف. مروارید شفاف است و غلتان که با نگاه گردشگری و قلم روزنامه نگاری بی ارتباط نیست .اما آبادی از جنس خاک و رنگ گل سرخ ، به سوی این روستا با دونگاه می رویم .
وارد جاده باریک و بلند ابیانه شدیم . در آغاز مسیر ، بربالای تپه ی بلند قلعه یا کاروانسرای در تفکر و سکوت، نشسته بود و آرام آرام به ریزش خاطرات سنگینش، خشت هایی را که به ویرانی دل می سپرد را شمارش می کرد . اما هنوز استوار و پابرجا ست. این جا قلعه یا کاروانسراست؟
این بنا خود دل بر تسلیم زمان نمی سپارد انگار سخنی داشت که نمی خواست ویرانه شود اما اثری از باسازی و مرمت نبود. پس چرا اینگونه رها شده است؟ شایدبه گفته مولوی آزمونی برای خاک شدن است.
نگاهمان به کوهها و سبزه ها مانوس می شد که ناگه منظره ی نا زیبا در اوج تصویرها، خیره ماند. کوهی زیبا تبدیل به معدنی از سنگ شده بود که دلخراش بودو فریادی داشت که منظر های زیبا بستری است از گردشگری که می تواند پاسخ گوی نیاز طبیعت گردان باشد.
طبیعت گردی در ایران به لحاظ وسعت کشور ،تنوع اقلیمی، زیستگاهی و جانوری دارای گرایش های مختلفی است از تماشای گل و گیاهان، عکاسی از طبیعت و تماشای مناظر طبیعی و بیابان گردی و پیاده روی در طبیعت .سرزمین پهناور و متنوع ایران برابر1648000کیلومتر مربع ، هفدهمین کشور وسیع دنیاست.
.این یعنی ، خاکها ، سنگ ها و هر آنچه که در ایران زیباست با ماست .خاکها از جنس گل سرخ ، به رنگ زرد رخساره ی عاشق ، سوز می گذارند و فخر می فروشند و ما را از شکستن صدا ها به بافت تاریخی روستا نزدیک می کنند.
دیوارها از جنس خاک بودندو تخت گا ه در خانه ها از جنس خاطره ها .در همان لحظه ی آغاز پیرمرد و پیرزنی الاغ سوار را دیدیم ، خواستم از آنها عکس بگیرم ، پیرزن بی درنگ روی خود را با چادری گل گون پوشاند . حیا و وقارش بهاری از زن ایران بود نه تنها او بلکه زنانی که آرام برسکوی آرامش تکیه زده بودند نا آرام شدند و من بسیار متعجب به آنها نگاه می کردم وآنها فلسفه ی ایران و زن مسلمان را با اشاره ی دستانشان به نمایش گذاشتند .
خدای من بسیار زیبا بود ، لحظه ی احساس کردم می خوا هم دستانشان را لمس کنم ، هنوز سوال آنها در کوشم طنین انداز است که از من پرسیدند ، چرا از احساس غیرتمندانه ی آنها متعجب شده ام ؟ ومن پاسخی نداشتم. چرا من این جا نیستم؟
کوچه پس کوچه ها غریب بودند این را از بطر ی های شکسته درب خانه ها و زبالهای پرتاب شده بربام ها می شد احساس کرد.
بافت زیبا و سرخ رنگ زمان ساسانیان با چهره های پیران و نگاه های حسرت گردشگران انس گرفته بود. بسیار زیبابود از سرازیری زیر گذری به میدان کوچکی رسیدم که ناگهان فریاد از جوانی لرزه براندام آتشگده آن انداخت . گردشگری جوان که دانشجوی جستجوگر بود بابرخود تنه ی درخت بیهوش برزمین افتاد همه در تب و تاب بودند اما پزشکی نبود او به روستایی دیگر رفته بود . کلمات را گم کرده بودم نگاهم را به آسمان انداختم ، خدایا، فرجی برسان ، که ناگه خیره ماندم به گوشه ای ، نیروهای انتظامی در پایین بنایی و مردی تیشه بدست سیمان های سیاه رنگ پشت بام گلی رنگ را می کند .
خدای من ،دخترجوان بی جان برزمین مانده است و همه بی هدف بدنبال نجات به هر سوی می دوند اما طرف دیگر صدای قانون ایستاده تا سیمان سیاه را از رنگ قرمز بکند.
در این بافت گلی گم شدم وسرگردان ، می خواستم فریاد بزنم ، صدایم خشک شده بود ، هیچ استراحت گاهی نبود ناگهان دختر بچه ای را دیدم به دنبالش دویدم ، پیدا شدم در کنار یک مغازه که پیرزنی لباسهایش را کرایه می داد اما او هم شاد نبود..
خواستم از دختر کوچلو عکس بگیرم با فرارش به من رساند که باید مبلغی به او بدهم تا زیبایش را به تصویر بکشم . این بار خودم با خودم خواندم ،تا
. بگویم ، آهای صدای رسانه ، آهای قلم فسانه ، تو چه زیبا به دنیا غوغا می رسانی که ابیانه زیباست اما نمی گویی که ابیانه تنهاست . اما به راستی چرا به امنیت های گردشگری بی تفاوت می شویم.
به طور کلی امنیت به نوعی احساس روانی گفته می شود که در آن به خاطر مبرا بودن از ترس وضعیت آرامش و اطمینان خاطر حاصل می شود ( هندیانی ، 1386، ص38) بافت تاریخی ابیانه پر از احساس های روانی که به انتظار می نشیند نه به آرامش برسد . این جا جوانان را به غربت فرستاده است چرا که می گویند از اقتصاد خبری نیست.
. مگر نه آنکه صنعت گردشگری یک اقتصاد است که باید باسیاست گذاری صحیح به آن امنیت بخشید.
امروزه کارشناسان فن مولفه های امنیت را در تمامی ابعاد سیاسی ، فرهنگی اقتصادی و اجتماعی پی گیری می کنند که از آنها امنیت در گردشگری از مولفه های مهم است (رهنمایی و پور موسی )
این مهم با دانش دانشجویان رشته های گردشگری به تحقق می رسد حال آیا این بافت های کوچک تاریخی نمی تواند ابزاری باشد برای توسعه اقتصاد گردشگری براساس یافته های دانش آموخته های این رشته ی دانشگاهی . شاید دیگر زمان آن رسیده باشد که از دانشگاه به جامعه نزدیک شویم تا کارشناس هر رشته ی تحصیلی در جای خود قرار بگیرد نه همانند گم گشته ی او را بیابند.
روستای تاریخی و سنتی ابیانه در 40 کیلومتری شمال غربی نطنز و در دامنه های کوه کرکس از استان اصفهان واقع شده است.

[ سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب