پر ستو های مها جر
قالب وبلاگ

 

 

فردوسی؛ احیاگر زبان فارسی 

بین شباهت اندیشه و تفکر نمی توان راهی پیدا کرد که به بیراهه منتهی شود اما یکسانی هم در آن دیده نمی شود .
می توان بیان تفکر اندیشه را از نتیجه ارتباط افراد جوامع در یافت یا بیانگرتفکر و محیط زندگی آنهادانست که در اساطیر و حماسه شکل می گیرد ومی گوییم، این پیامدهای زاییده افکار اقوام مختلف است. از دنیای بیرون به درون انسان منتقل می شود در درون چه اتفاقی
می اُ فتد ؟ یافته های به دست آمده، خانه دار می شوند و هویت آشنا پیدا می کنند یا نه، در یک گوشه ای پنهان
می شوند ؟ اگر با داده ها و نها دینه شده های درونی به نشست و برخاست بپردازند و یک نوع رابطه دوسویه برقرار شودو فرهنگی را به نمایش می گذارد که هنر را به عرصه ظهور رسانده و قدرتمند نمایان می سازد که از این جلوه گری نقش اساطیرو حماسه را نمی توان کم رنگ دید بلکه فراتر رفته و با افتخار از آثار ارزشمند مرد بزرگ پارسیششاهنامه را اسب تک تاز اسطوره و حماسه دانست . گرچه فردوسی در شاهنامه زمان را سایه محدود و نامحدود می پندارد و با آن نوعی بازی جوانمردانه دارد اما هوشیاری و تدبیراین مرد بزرگ نه تنها خود را بلکه ایرانیان را هم با هویت آشکار زنده می دارد و در گیرو دار زمان پنهان نمی کند .درباره بی گرانگی و نامحدودبودن زمان در عرصه اساطیر و قدمت و محدودیت آن در حماسه ، این نکته اهمیت دارد که در روایات اساطیری، ما با شخصیت هایی مواجه می شویم که
بی مرگ هستند یعنی ازلیت زمان در این حوزه ، مصداق ابدی هم یافته است اما در حماسه همچنان که زمان ، بی آغاز نیست از ابدیت نیز نشانی
نمی یابیم و جاودانگی اساطیری به داشتن عمرهای طولانی تبدیل می شود به طوری که توس از جاویدانان متون پهلوی است در شاهنامه پس از زندگی دیرباز به همراه چند پهلوان در زیر برف مدفون
می شود و می میرد .در اسطوره ، زمان ازلی و نامعین است اما در حماسه ، بااینکه بسیار قدیمی است ، هرگز بی آغازو ازلی نیست .در اسطوره ، مکان آسمانی و مینوی است و بی مکان است اما در حماسه ، مکان زمینی و این جهانی است . خوب، برخی از معناهای ارزشمند در افکار این مرد بزرگ می نویسیم که شایسته نیست که در سایه این کلمات به خواب نیم روزی برویم شاید زیبا باشدکه از خود بپرسیم
می خواهیم اسطوره باور یا حماسه ساز باشیم .در آسمان باشیم یا در زمین بمانیم . آنچه که ما در ذهن
می سازیم همان بستری است که می بینیم به حتم گاهی عبور از رودخانه خروشان  ، اسطوره و نجات یک قوم حماسه بوده است اما امروزه هم روز حماسه و اسطوره به پایان نرسیده است . برخی از دانشجویان باانگیزه مان بدون آنکه بدانند حماسه ساز هستند و به اسطوره ها لبخند می زنند . نمونه دانشجویی که به انتخاب وارد دانشگاه پیام نور می شود و برای نوشتن تحقیق خود به سراغ ابزارها و مجله های پژوهشی می رود ودر برخی از این کتابخانه ها آثاری از آن نمی بیند با یک حماسه ای که آرمان اسطوره را به خود پیوند می زند همراه می شود او حماسه ساز است ناامید نمی شود مکانی که محیط علمی است فاقد ابزاری است که اورا به مقصد برساند. آیا همت او کمتر از اسب رستم است ؟ نه این گونه نیست برخی از این دانشجویان در ترم های بالاتر با اسطوره بیشتر دست و پنجه نرم می کنند اما ناگفته نماند که زنجیره پیوسته این مکان علمی را بسیار
بجا و شایسته می دانیم اما نباید مجهز کردن این سیستم علمی را به آینده سپرد گرچه اسطوره و حماسه ساز می شوند  اما شایستگی به فردوسی
ساختن است

 

 

[ چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب