پر ستو های مها جر
قالب وبلاگ

امروز صبح با حس غریبی دل بردنیا زدم ابر بر غبار دل سایه انداخت دیده در دل ماند اشگ دل خوش رفتن ، ریخت .

امروز صبح خورشید نگران بود دست بر کوه داشت و سخن از نرفتن ، او هم حس غریبی داشت .

امروز صبح آسمان چشمانش را بست ، زمین به یکباره مرد . او هم حس غریبی داشت .

سرزمینم ، امانت دارترین ، هستی ها ، دوستت دارم باتمام حس غریبی هایت .

سرزمینم ، ایران ، عشق حسین (ع ) باتوست .

ایران ، سرزمینم ، عشق حسین (ع ) باتوست . 

[ شنبه ٥ دی ،۱۳۸۸ ] [ ٧:۱۳ ‎ق.ظ ] [ زهراجلوداریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب