امام خمینی (ه)

     الهام از گنجینۀ نهج البلاغه

 

امام خمینی درعصر دنیازدگی ،دین باوری را روحی تازه بخشید

 

آرام آرام درکنار ثانیه ها خواب را  تکیه گاهی  برآرامش می پنداریم   وبا نبم نگاهی به گذرروزگار،

امیدوار به فردایی روشن، می مانیم و سپیده دم را هردم بر رنگ سرخ غروب می با فیم تا لباسی گرم برای زمستان سرد برتن کنیم وبه انتظار بهار بنشینیم .لحظه ی تامل ، تا بدانیم در تکرار زمان گم و ناپدید شده ایم و خود از آن لذت می بریم گاهی عاشق، لحظه ی منتظر معشوق می مانیم ، براین روزگار می بالیم دلبسته می مانیم فراتر از گفتن با او هم سخن می شویم ، اما  احساس می کنیم ، وفایی درونش نیست ، با ما همراه نیست هر چه به سویش می رویم از ما دورو دورتر می شود لحظه ا ی  تامل ، ثا نیه ی تفکر ،با این دنیایی بی وفا همرا ه شویم ؟ یا در دنیایی تفکر به معشوق حقیقی به رسیم ؟ با پژوهش و تحقیق در عالم علم  بزرگان، می توان چهرۀ واقعی دنیا را لمس  کرد وحتی به  فردا های دور هم  امیدوار ماند . نهج البلاغه گنجینه ا ی از مردی بزرگ ، مردی از جنس شجاعت وغیرت وبزرگی ، شهامت واستقامت و یگرنگی ،  که عاشقان به خوبی او را می شنا سند به وجودش افتخار می کنند برخود می بالند که درزیر سایۀ پرچم او نشسته اند وگنیجینۀ با طراوتش را مرور می کنند ،که این بزرگ مرد تاریخ حماسه چه شفاف وروشن ، روش  برخورد با د نیا را بیان داشتند وچنین فرمودند  : أَلا إنَُِِّ الدُّنیا دَارُلا یُسلمُ........ آگاه باشید " د نیا خانه ای است که کسی درآن ایمنی ندارد ،جز آنکه به جمع آوری توشۀ آخرت پردازد واز کار های د نیایی کسی نجات نمی یابد .مردم به وسیلۀ دنیا آزما یش می شوند ، پس هر چیزی از د نیا را که برای  د نیا به دست آورند از کفشان بیرون می رود ، وبرآن محاسبه خواهند شد ، وآنچه را که در دنیا برای آخرت تهیه کردند به آن خواهند رسید ، وبا آن خواهند ماند ، دنیا در نظر خرد مندان ، چونان سایه ای است که هنوزگسترش نیافته، کوتاه می گردد ، وهنوز فزونی نیا فته کاهش می یابد ." سخنان امیر المومنین(ع) ، یگرنگ وبا صفا ست احساس می کنی از خود رها شده ای ، دراین د نیا ،تو ویرانه ای ، به دنبا ل آشیانه ی می روی تا لحظه ای  با خود ، بیگانه شوی ، تا بیندیشی   امام علی (ع )  د نیا را برای چه  هما نند سایه ایی پنداشتند؟ چقدر کوتاه و زود گذز، پس چرا ما گاهی فریب این سایۀ کوتاه را می خوریم وآن را آنقدر بزرگ می دانیم  که دیگر نمی پنداریم  که آیا آدمی درحرکت است  یا روزگار، همانگونه که شاعر  شیرین سخن  مسعود سعد می گوید ؛   آگاه نیست آدمی از گشت روزگار               شادان همی نشیند وغافل همی گذرد   

     ماند برآن که باشد برکشتی روان                پندارد اوست ساکن وساحل همی رود

روزگار سکون و توقف را نمی پذیرد از غم وشادی ما تا ثیر نمی یابد او معشوق  خود را پذیرفته وایمان دارد که باید بشتابد تا به معبود برسد وبرای رسیدن به او؛ و شناخت رمز ماندگاری  نباید ، لحظه ای  دلبسته به پوچی باشد، هما نگونه که مولایمان فرمودند : دنیا وسیلۀ آزمایش است . پس روزگار آگاه است   که با آدمیان چگونه رفتار کند ، به خود می بالد که اشرف مخلوقات را چند صباحی میهمان دارد،اما این مسافران هستند که گاهی از یاد می برند، که دراین سرای ، زمان بین ماندن ورفتن  اندک است وفریفته شدن به روزگار بیهوده است ودشوار ،

دیویست جهان صعب وفریبنده مر اورا             هشیار وخردمند نجسته ست همانا

کر هیچ خرد داری وهشیاری وبیدار                 چون مست مرو براثر او به تمنا (ناصرخسرو)                                                                                                           با پژوهش در سخنان وزندگی بزرگان به روشنی می توان نشانه های هدف مند بودن روزگار  را دید وفهمید که چگونه دنیا مزرعه آخرت می شود ؟  براین اساس ، زندگی مردی  بزرگ در برگ نوشته های  تاریخ پر افتخار کشورمان را ورق می زنیم  که  گواهی از غیرت وآزادگی ایرانیان دارد که شهادت واستقامت  را   درس گرفته اند تاهمانند شهدای کربلا انسانیت انسان را بیدار وهویدا سازند .سخن از مردی دلاور که چنان قدرت مندانه برروی خاکستر زمان پانهاد که جای قدمها یشان را کسی دیگر نتوانست لمس کند واز آوای پیام هایش،  کوش جهانیان پرده افکند وچشماهایشان به نظاره نشست، این بزرگ مرد والا کیست؟ وسخنش با بشرحکایت از کیست ؟  خمینی  کبیر که  درروز بیستم جمادی الثانی 1320هجری مطابق با30شهریور 1281هجری شمسی( سپتامبر1902میلادی) درشهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران پابه عرصه گیتی نهاد .او در خانواده یی اهل دیانت که نسل اندر نسل هدایتگری مردم را پیشه خویش ساخته بودند ،با لیدوپرورش یافت.که  در سه دوره متفاوت حیات ایشان  قابل بررسی است .دردوره نخست ،امام خمینی روزگار را به تعلیم وتدریس ونگارش کتب عرفانی وفقهی گذزاند ،دوره دوم که خود به دو بخش مجزا تقسیم شده ویک مرحله آن تا آبان 43ومرحله بعدی آن تا سال 57به طول انجامید ،ودوره سوم امام به عنوان رهبر انقلاب ؛نظام جمهوری اسلامی را بنیان ورهبری کردند .امام خمینی در دوره اول به خودسازی وپرورش شاگردان ،در روزگار بعدی به تخریب نظام سلطنت ودر روزگار آخر با تکیه بر نظریه ولایت فقیه به تاسیس حکومت دینی اقدام کردند. امام خمینی  در عصر دنیا زدگی ، دین باوری را روحی تازه دمید.   آری  امام راهی را انتخاب کرد ونهادینه کرد ،  که  از آن بزرگی وایمان تراوش شد ولبخند زمان برچهرۀ فرشتگان نمایان شد  که روح خدا بر کره خاکی چگونه درخشید و صورت ایمان وصداقت را شفاف کرد و چهره ظلم وسیاهی وکفر را بی رنگ وتاریک کرد وخود در قلب آدمیان جاویدان ماند وتاثیربزرگیش برجهانیان، نمایش خورشید زمان شد که هر چه بتابد از نورش کاسته نمی شود ودرپیامهایش،بربشیریت  آموخت ،همان سخنی  که مولایمان فرموده بودند:  پس هر چیزی از د نیا را که برای  د نیا به دست آورند از کفشا ن بیرون می رود ، وبرآن محاسبه خواهند شد ، وآنچه را که در دنیا برای آخرت تهیه کردند به آن خواهند رسید ،امام خمینی نمونه ای از استقامت که با شکیبایی ودرایت دنیا را برای آخرت برگزید وبه آرزوی خود رسید.

بشکیب اززیرا که همی دست نیابد                  برآرزوی خویش مگر مرد شکیبا 

                                                                                                  (ناصرخسرو)

کارمایه ها

1-نهج البلاغه ، مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امیر المؤمنین ، محمد دشتی

2- شرح بزرگ دیوان ناصر خسرو ، دکتر مهدی محقق

3-تاریخ قرن بیستم ایران وجهان ، مؤ سسۀ انتشاراتی روزنامۀ ایران

/ 1 نظر / 11 بازدید