فرش دستبافت ایران یادگار قدیم

 

 

 

 

فرش در فرهنگ ایرانی از جایگاه والایی برخوردار است. ایرانیان از گذشته تا به امروز سفره های پر برکت خود را بر روی آن می انداختند و گرمای خانواده را در کلبه عشق وجود خود احساس می کردند. سعی و تلاش می کردند که فرش را همیشه تمیز و پاکیزه نگاه دارند و حتی به ندرت با کفش به روی فرش پا می گذاشتند تا جایی که فرش زیبا و خوش آب و رنگ را، نمایانگر حیثیت و آبروی صاحبخانه ایرانی قلمداد می کردند.

بر این اساس فرش دستباف را نباید فقط به عنوان یک نوع از اقساط کالا به حساب آورد بلکه بخشی از هویت و آرمانی دانست که بر گرفته از تخیلات، اندیشه ها و احساسات زیبا شناختی ایرانیان است. فرش دستباف شکوفایی افکار و احساسات هنرمندی است که با قدم گذاشتن در عمق جهان معنا و با الهام گیری از جهان پیرامون خود و با استفاده از هوش و خلاقیت خاص خود رنگها و زیبایی ها را در قالب طرحی بیان می کند و مبتکران و صنعتگران را به یاری می طلبد تا مواد اولیه فرش را از نخ و کرک و ابریشم و و پود را رنگ آمیزی کرده تا در دستان توانگر بافندگان جانی تازه به هنر بخشیده شود. بافندگانی که در پشت دارهای قالی زمزمه هایی از شعرهای زیبا دارند و با چشمان نقش آفرینشان دانه دانه تارهای چله و پود را همراهی می کنند و شگفتا که با چه صبر و شکیبایی با انگشتان ظریفشان رنگهای زیبای طبیعت را درجاهای مخصوص خود جای می دهند و عطر نفسهایشان جانی دوباره به نقش های بافته شده می دهد.

 

 

ایرانیان هنرمند و هنر دوست پیکره وجودیشان از فکر و اندیشه، تا دستان و انگشتان هنر آفرینشان با فرش، دوستی دیرینه دارد.

قدیمی ترین فرش دستباف ایران در سال 1949 در دومین مرحله کاوش های (رودنکو) باستان شناس روسی، قدیمی ترین فرش دستباف در منطقه پازیریک از دل تاریخ بیرون آمد. رودنکو در کتابی که به مناسبت این اکتشاف و در سال 1953 در روسیه منتشر ساخت آن فرش را کار ایران و قدیمی ترین فرش ایران در دنیا معرفی کرد. او نوشت: « بدون اینکه بتوانیم به طورحتم بگوییم این فرش کار کدام یک از سرزمین ماد، پارت (خراسان قدیم) یا پارس است.» تاریخ فرش مذکور و پارچه هایی که در پازیریک کشف شد به قرن پنجم و یا اوایل قرن چهارم پیش از میلاد بر می گردد. در روی فرش پازیریک، ریزه کاری های مختلف و طرز گره زدن دم اسب ها، در نقوش برجسته تخت جمشید نیز دیده می شود و حتی در تاریخ فرش ایران اعتلای این هنر اصیل را در دوران مغول، در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی شاهد هستیم. مغول های صحرا گرد که با نخ و پشم گوسفندان آشنایند و خود، بافندگان گبه و خورجین اسب هستند و همچنین می بینیم رنگ ها و نقش های بدیع که یاد آور سرزمین گل و بلبل بوده و ایلخانان را بر آن داشته تا کاخ های خود را با آن آذین کنند. و پس از آن گسترش نقش های مینیاتوری فرش ایران که در زمان غازان خان در سال 1524- 1307میلادی به اوج خود می رسد. اما در واقع اوج طلایی قالی ایران در دوران سلاطین صفوی به ویژه زمان حاکمیت شاه طهماسب اول و شاه عباس کبیر رخ می دهد. «از این دوران حدود سه هزار تخته فرش به یادگار مانده که در موزه های بزرگ جهان و یا در مجموعه های سنتی نگهداری می شوند.»

در تاریخ زین الاخبار به نقل از همادوران گردیزی در برشمردن هدیه های سلطان محمود غزنوی به یوسف قورخان از فرش های گران مایه ارمنی و قالی های اویسی سخن گفته شده و یا در تاریخ بیهقی، ابوالفضل بیهقی در شرح مجلسی از سلطان محمود غزنوی در اوایل قرن پنجم می نویسد که «این صفه را به قالی های رومی آراسته بودند» و حتی در باب آل بویه نیز گفته شده که این حکومت در پیشرفت توسعه صنعت قالی بافی سهم فراوانی داشته است.

 همچنین در اثر بی دلیل فردوسی در شاهنامه در زمان به تخت نشستن تهمورث دیوبندآمده است:

    هر آن چیز کاندر جهان سودمند           

                                           کنم آشکار، گشایم زبند

   پس از پشت میش و بره پشم و موی،          

                                          برید و به رشتن نهادند روی

به کوشش از او کرد پوشش، به رای؛          

                                       به گستردنی بود هم او رهنمای 

 

در فرشنامه ایران اثر «حسن آذر پاد» در خصوص رونق فرش به زمان هخامنشیان پرداخته شده که قالی مشهور این دوران«بهارستان» نام داشته است. این فرش کف تالار ایوان کسری را می پوشانده و تار و پود این فرش از زر و سیم بوده که در قسمت های گوناگون آن از مروارید گرانبها استفاده شده است و نقش و نگار آن از موجودات طبیعت بوده است.

پرویز تناولی در کتاب پژوهش هنر قالی بافی خود حرکت و فعالیت بافندگی در ایران را نوعی تصویر گرایی می داند که از اوایل سده سیزدهم هجری قمری آغاز شده و تا اواسط قرن چهاردهم ادامه یافته است.

قالی بافی تصویری پیشینه ای بسیار دراز مدت دارد که به پیش از اسلام بر می گردد، مشخصات قالی «پازیریک» که قدیمی ترین قالی جهان است از جنبه های فراوان تصویری برخوردار بوده است؛ که با ایجاد تحولات مذهبی و با روی آوردن نخستین دولت شیعه مذهب، صفوی، نقش های هنری به تدریج جایگزین تصاویرهای گوناگون شد.

 در اثر پرویز تناولی دسته بندی های قالیچه این چنین آورده شده:

قالیچه های نقش شاهی با ریز گروه هوشنگ شاهی، تخت جمشیدی، شاپوری، شاه عباسی و ... قالیچه های داستانی با زیر گروه داستان رستم، داستان رستم و سهراب، داستان رستم و اکوان دیو و... قالیچه های قصص قرآنی با زیر گروه داستان قربانی کردن اسماعیل به دست ابراهیم و... قالیچه های دراویش، با زیر گروه شیخ صنعان، نور علیشاه و ... قالیچه های تصویری ارمنیان با زیر گروه داود و ساسون، قالیچه های نقش عشایری با زیر گروه ایلات لر و بختیاری، کرد ها، بلوچ ها و... قالیچه هایی از تصاویر زنان، قالیچه هایی از تصاویر جانوران. قالیچه های تصویری ایران اثر پرویز تناولی کتاب مهمی است که بسیار ارزشمند هنر و صنعت قالی بافی ایران را غنای هنری بخشده است. و اما بافنده قالی که در هر دوره از دل و جان گره زدن و بافتن را بدون حاضر شدن در کلاس درس و دانشگاه با تمام وجود یاد می گیرد. «گره سازه، گره آهنگ آوازه، گره صبح، گره روزه، گره ماهه، گره آه» هوشنگ مرادی کرمانی، در فیلم گره می گوید: هنر از آن مقوله ای است که وقتی انجامش می دهی می آفرینی، همان موقع مزدش را می گیری، زیرا در همان وقت از کاری که می کنی لذت می بری و از پوسته خودت بیرون می آیی. این از پوسته بیرون آمدن، مطمئناً با رنجی همراه است که نمی شود آن را توصیف کرد، اما لذتی در پایان کار حاصل می شود که همه این رنج را گره های لذت می بافد و آن را خوشایند می کند. «گره سرخه، گره بخته، گره سبزه، گره سخته، گره برفه، گره زنجیرآویزه، گره کوه و قله اش زخم ناسوره»

گره فیلمی است درباره فرش و رنج های آن درباره قالی و عاشقی بافندگان آن و موضوعی است درباره آنچه فرش را رونق می دهد. اما در این سطرها به زیبایی ها، تصویرها  شگفتیهای تاریخی فرش پرداختیم و زمان آن رسید که بر انگشتان ظریف و کوچک دختران ایرانی هنرمند پرداخته شود که چگونه در پشت دارهای قالی موهای سیاهشان را به سپیدی تبدیل کردند و در لابه لای رنگ های بنفش، آبی و قرمز چشمان زیبایشان را به یادگار گذاشتند. همه ما خاطراتی از گذشته را کم و بیش به یاد داریم که در خانه های گرم و کوچک ایرانی بافندگان با سلیقه، پایان یک دار قالی را جشن می گرفتند. برخی دختران بعد از اتمام کار قالی به خانه بخت می رفتند و چه شور و غوغایی داشت. برخی دیگر به پا بوس امام رضا (ع) می رفتند. اما به نظر من زیبا ترین این فرایند ها زمانی بود که دختران هنرمند بعد از پایان بافت قالی، انعام دریافت می کردند و با آن وسایلی که دوست داشتند و زمانی برایشان آرزو شده بود را تهیه می کردند و هنر علاوه بر تعیین نیاز هنری هنرمند، نیاز مادی او را نیز جوابگو بود. و با این انگیزه هنرمندان ایرانی توانسته اند تا به امروز این هنر فارسی را حفظ کنند و ما به خوبی میدانیم که برای حفظ هر هنر ارزشمندی همیشه باید از جان و دل بها داد و آیا این چنین هست؟ و اما در عصر حاضر وضعیت فرش دستباف در ایران به چه صورت است؟

با این هدف به بازار فرش رفتم. در هر مغازه فرش ها با رنگ های زیبا،‌ سفیدی دیوارهای بازار را رنگ آمیزی کرده بودند. هر کدام از فرش فروشان با در دست داشتن تسبیح مشغول ذکر گویی بودند یا در بین فرش های خود به خواب عمیق فرورفته یا کتاب در دست داشتند وچنان در عمق و ژرفای آن غرق شده بودند که اصلاً حضورت را احساس نمی کردند یا در گوشه مغازه خود چنان با افسوس و نگرانی به فرش های انبار شده خیره مانده بودند که نا خودآگاه از خود می پرسی چه اتفاقی افتاده است؟ اینجا که فقط بازار فرش نیست. این بازار عشق، رنگ و آمیزه ای از هنر است چه اتفاقی افتاده است؟ چرا اینقدر سرد و بی روح است؟

رفتن به بازار را همیشه بسیار دوست داشتنی و زیبا می دانستم و با هر نگاهی به فرهنگ تاریخی مان عشق می ورزیدم و احساس نمی کردم که بازار سنتی و قدیمی ما ایرانیان چقدر وسعت دارد خصوصاً‌ وقتی نگاه های پر مهر و محبت و امیدوار پیرمردهای کاسب بازار را می دیدم به زندگی و آینده ام امیدوار تر می شدم. اما با این باور وقتی در بازار فرش قدم گذاشتم احساس غربت و تنهایی را در آن لحظه برای اولین بار احساس کردم و با خودم گفتم اینجا چه خبر است؟ چرا نقش ها و رنگ ها و گره ها و تارو پود اندیشه ها در خواب فرورفته اند. بسیار افسوس خوردم وکنجکاو شدم

و به سراغ بازاریان رفتم. یکی از تولید کنندگان فرش دستباف نائین در خصوص این فرش گفت: فرش نائین از تخته ای 5/1 متری تا هزار و پانصد متری بافته می شود، که در رنگهای کرم، آبی، سرمه ای، و لاکی است و الیاف آن نیز از پشم و نخ است. حسن کاظمی معتقد بود: فرش دیگر از جایگاه و عزت خود برخوردار نیست و افرادی سود جو به راحتی عزت و ارزش فرش دستباف را خراب کرده اند. به گفته وی، متقاضی در بازار خرید بسیار کاهش پیدا کرده تا جایی که دیگر حتی نمی توان بافنده را تأمین و مواد اولیه را خریداری کرد. وی دلیل حضور نداشتن در نمایشگاههای فرش را فروش زیر قیمت روز آخر دانست و گفت: برای بسیار تأسف آورد است که بخواهم در روز پایانی نمایشگاه فرش هایم را به زیر قیمت تعیین شده بفروشم و احساس می کنم ارزش و اهمیت هنر فرش دستباف پایین می آید. وی تصریح کرد: ما نیاز به حمایت و پشتیبانی و تشویق و دل گرمی داریم تا بتوانیم این میراث را حفظ کنیم چراکه به خاطر عشق فقط تاکنون این کار را ادامه داده ایم. شاید ماه ها بگذرد و ما هیچ گونه درآمدی کسب نکرده باشیم. فروشنده فرش اصفهان نیز در این خصوص گفت: قالی اصفهان در طرح های ترنجی، درختی و گنبدی از زمان های بسیار دور طراحی شده که تار آن از ابریشم و پود آن نخ و الیاف آن کرک که در زمان گذشته با گل هایی از ابریشم بافته می شده اما در چندین سال اخیر تمام زمینه فرش ها را ابریشم بافند. به گفته این پیر بازاری، این میراث گرانبها در حال مرگ و نابودی است و ما نگران آن روزی هستیم که دیگر از این اثر فرهنگی یادگاری نماند. به گفته وی، ما بازار های اروپایی را از دست داده ایم حتی دیگر فرش های کهنه ما را هم خریداری نمی کنند که این بی انگیزه ای را حتی در نسل جوان هم می توان دید. وی افزود:اکنون بافنده ها نیز سالخورده شده اند و بیشتر جوانان روی به تکنولوژی جدید و زرق و برق های که هنر هیچ دخل و تصرفی در آن ندارد آورده اند. وی تصریح کرد: افرادی سود جو، فرش تقلبی را با نام فرش خوب ایران وارد بازار فرش اروپا کردند و پس از یک الی دو سال وقتی که فرش تقلبی کیفیت خود را از دست داد به تدریج اعتبار فرش ما کاسته شد. به گفته این فروشنده فرش، افزایش قیمت ابریشم هم به طور مستقیم بر روی قیمت فرش اصفهان اثر می گذارد و در این وضعیت اقتصادی دیگر کسی نگاه هم به این فرش نمی کند.

. مجید موسی رضائی افزود: متأسفانه وجود برخی  شرکت تعاونی ها به جای آنکه باعث ارزان شدن مواد اولیه فرش و بالا بردن کیفیت فرش شود بر عکس عمل کرده و در خیلی از موارد مواد اولیه فرش را گران تر از بازار و با کیفیت پائین در اختیار تولید کننده قرار می دهند. به گفته وی عدم حمایت از این صنعت چند صد ساله که حدود 25 میلیون نفر مستقیم و غیر مستقیم از آن امرار معاش می نمایند و همچنین ندادن تسهیلات بانکی به این هنر فرهنگی را از دیگر چالش های موجود دانست. فروشنده  فرش دستباف کاشان نیز از ثابت نبودن قیمت فرش در بازار سخن گفت و آن را یکی از علتهای رکود بازار دانست و افزود: فرش کاشان از 5/1 تا 24 متر و از پشم و نخ بافته می شود که رنگ آن لاکی و کرم است. حسین توانگر افزود: فرش کاشان علاوه بر عرضه صادرات اصولاً در ایران نیز برای مصرف داخلی مورد استقبال قرار می گیرد و ناگفته نماند که در حال حاضر فرش های ماشینی داخلی نیز یکی از رقیب های این میراث هنری به حساب می آیند و می توان گفت که تا حدودی هنر و هنرمندان را با مشکل رو برو کرده اند. به گفته وی، در بازار های جهانی قیمت فرش عرضه شده به صورت ثابت است اما فرش ایران با افزایش و کاهش قیمت روبرو است. وی تصریح کرد: ما در عرصه صادرات نیاز به بازاریابهای خوب و قوی داریم که بتوانند بازار فرش ایران را در اروپا به حرکت و رونق بیندازد و تااین کار انجام نگیرد تغییری در سرنوشت فرش دستباف نخواهیم داشت.

مدیر یکی از کارخانه های فرش ماشینی کاشان نیز عدم نظارت بربافت فرش در این گارگاهها ی صنعتی را یکی از دلایل بی کیفیتی فرش ماشینی و در نهایت پرزرق و برق جلوه دادن این فرش ها کنار فرش دستبافت دانست و گفت : نخ هایی که در این فرش ها بافته می شود عموما تقلبی و با لای کمتر به داستگاه داده می شود که پس از شستشو از اندازۀ فرش کاسته می شود .

به گفتۀ وی : آفت دیگر آن ، فرش ها مدتی که پا خور شد ،همانند نمد می شود و خواب فرش از بین می رود  و دیگر آن رنگ و جلا را ندارد اما فرش دستبافت با هنر انگشتان دست بافته می شود و در درازمدت هم رخ خود را از دست نمی دهد .

وی تصریح کرد : یک هماهنگی و نظارت بین دو صنعت به خصوص در شهرستان کاشان لازم و ضروری است .

 یکی از بافندگان فرش دستباف نیز از کم درآمدی این قشر سخن گفت و افزود: من تأمین زندگیم از این راه می گذرد که در حال حاضر با مشکل نقدینگی مواجه شده ام.

مریم صالحی تصریح کرد: من جوانیم را در پشت این دار گذاشته ام ولی هنوز حتی بیمه نشده ام. به گفته این هنرمند، درآمد وی با میزان خرید او در بازار هماهنگ نیست و هر روز با افزایش قیمت مواد اولیه و از طرفی دیگر با رکود بازار فروش فرش روبرو است.

 نایب رئیس اتحادیه صنف فروشنگان فرش دستباف اصفهان نیز در این خصوص گفت: با تمام بحران های بوجود آمده در بازار فرش دستباف، این هنر هنوز جایگاه خود را از دست نداده است. محمد پور قدیری افزود: هنر فرش دستباف زائیده فکر و اندیشه هنرمند ایرانی است و هنر ایرانی در مسیر پر پیچ و خم تاریخ به آسانی بدست نیامده که با چند بحران و چالش از پیشرفت این هنر ناامید شویم. وی یکی از چالش های بوجود آمده در صنعت فرش را بافنده های تک بافت دانست و افزود برخی از استاد کارهای اصفهانی، یک نوع از مواد اولیه همراه با یک نقشه و یک سری از اطلاعات کلی در اختیار بافنده های خود قرار می دهند که این گونه طراحی مناسب با سلیقه ای بازار امروز نیست. به گفته وی، بررسی نقشه و طرحی جدید همسو با حفظ فرهنگ و سنت غنی فرش ایران می تواند از کارگاه های کوچک و تک بافت کشور تا کارگاه های بزرگ را کارآفرینی کند. وی تصریح کرد: هنوز بافنده های ما با سلیقه های خودشان بافندگی می کنند در حالی که برای رقابت با بازار جهانی علاوه بر حفظ هنر ایرانی باید بتوانیم با رقبای جهانی خود نیز از لحاظ طرح و رنگ رقابت کنیم. به گفته وی، مواد اولیه خالص و مرغوب نقش بسزایی در کیفیت فرش دستباف دارد که متأسفانه برخی  افراد سود جو با استفاده از برخی مواد تقلبی لطمه بسیار زیادی به کیفیت فرش می زنند. وی تصریح کرد: هماهنگی و همدلی بین تولید کننده ها و فروشنده ها یکی از برنامه هایی است که تا حد قابل توجهی از استفاده مواد نامرغوب در بافت هنر جلوگیری کند و شناخت به روز و بهتری را نسبت به بازار داخلی و خارجی به ارمغان بیاورد. وی گفت: برای هدفمند شدن برنامه های پیشنهادی و رفع چالش ها از صنعت فرش اخیراً مرکز ملی فرش ایران تأسیس شده است که با نظرات کارشناسان در بازارهای داخلی و خارجی در بهبود تولید و عرضه صنعت فرش امیدواریهایی حاصل شده است.

نایب رئیس اتحادیه صنف فروشندگان فرش دستبافت اصفهان با اشاره به پتانسیل های موجود در نمایشگاه های فرش گفت: خوشبختانه در اصفهان نمایشگاه بین المللی در تمام عرصه ها حضور فعال دارد. به گفته وی: نمایشگاه بین المللی در بخش صادرات بسیار فرصت مناسب و به جایی برای معرفی تاجران ودر نهایت عرضه بیشتر محصولات

ایرانی به بازارهای بین المللی است. پور قدیری تصریح کرد: اگر در بین تاجران و تولید کنندگانی که در نمایشگاه حضور پیدا می کنند هماهنگی از نظر کیفیت و قیمت وجود داشته باشد ما موفقیت بیشتری خواهیم داشت. به گفته وی: در اصفهان 525 نفر عضو اتحادیه هستند که مهمترین هدفشان بالاتر بردن سطح کیفی و کمی فرش دستباف است. وی زمان تأسیس این اتحادیه را سال 1351 دانست و گفت: 18 درصد از جمعیت استان وابسته به این صنعت می باشند که به گزارش اتحادیه تولید کنندگان و بافندگان تا کنون 103 هزار و پانصد بافنده شناسایی شده است.

 

هنر در هر مکان و زمان خصوصیات خاص خود را داشته و مستقل از زمان قبل و بعد مسیر خود را طی کرده است. اما فرش دستباف علاوه بر هنری مستقل، در تار و پود اقتصاد جامعه نیز نقشی به سزا و مهمی ایفا کرده و با تحولات بسیار جدی و شگرف با بُعدهای بسیار وسیع روبرو شده خصوصاً از لحاظ کیفی و کمی در تنوع رنگها، اندازه و طرح ها، اما در تولید سبک های نو و مختلف حیران مانده است که برای جلوگیری و سردرگمی و کم رنگ شدن ارزش فرش دستباف که متأسفانه هم اکنون تاحدود دامن گیر این هنر والای ایرانی شده می طلبد که کارشناسی ها و و تدبیر های کار گشایی انجام گیرد تا علاوه بر معرفی جدیدی از از یک هنر باستانی و ماندگار، رمز پویایی و پیروزی در بازار های رقابتی نیز شناسایی شود تا چرخه ای از این صنعت ارزشمند دیگر متوقف و نا کارآمد نماند. به امید روزی که از رونق و پویایی بهترین و زیباترین هنر ایرانی بگوییم و بنویسیم.

            

/ 0 نظر / 23 بازدید