زنان کویر پرچم های امید را برافراشته اند

 

 

زنان کویر پرچم های امید را برا فراشته اند  

روزی پزتاب بالهای زیبای پرستوها را در زیرسقف بازار تاریخی کاشان نگاه می کردم پرهای امید بربال هایشان می درخشید چقدر زیبالانه سازی می کردند.

امید را در ساختن معنی می کردند اما، ما، انسانهای علم و دانش ساختن را چگونه معنی می کنیم ؟ هر چه لانه ی پرستو ها ویران شود باز امیدوار می سازد اما، ما گاهی غمگین می شویم گاهی به تاریخ می رویم تا امروز را بسازیم و شاید حضوری از گذشته را به آرمانهایمان پیوند بزنیم. امروز برای من همان روز شد.
پروانه هایی با بالهای سنگین و چهر هایی درخشان در فضای دفتر خبرگزاری کاشان چشمانم را خیره و ماندگار کرده بود سالها گذشته بود معلم و یادگار دوران دانش آموزیم را مرور می کردم تو به من آموختی که پرستوی امید باشم و از ویرانگی نهراسم آری تو زن، مادر و همه عطر فردایی.
چهره اش همانند گذشته مهربان و بود آرام اما سخنانشان باورهایم را سخت تکان داد. زنهایی از جنس شقایق ها از فضای قبل از انقلاب، از جنگ و دنیای امروز سخن داشتند.
دبیر جامعه اسلامی زنان کاشان، از زنان کویر به نشانه ی از صبر و اسقامت سخن داشت و گفت: ما زنانی از جنس ایمان هستیم که نفس شلاق طاغوت را بر قامت بیداری احساس کردیم اما چشم امید را نبستیم و پایدار ماندیم تا اوج پیروزی انقلاب اسلامی را ببینیم.
عفت اخباری، از شکوه انقلاب و خاطرات آن روزها می گوید که چگونه باعث شد تا این حرکت خودجوش این قشر زنان طی یک دهه قبل با عضویت سی نفر از زنان کاشانی، هدفمند و صاحب نام شود.
به گفته وی، در صحنه های سخت و بحرانی جامعه نقش زنان پررنگ و تاثیر گذار معرفی می شود اما گذر جامعه از این دوران، آرام آرام این گروه را به فراموشی می سپارد.
وی اهمیت و توجه به چنین مجموعه هایی هدفمند را بسیار ارزشمند و جامعه مدار دانست و افزود: اگر برای اعتبار به برخی از ادارات مسول مراجعه کنیم باید برای هر بار یک تصویر از مجوز را هم ارائه دهیم اما بی فایده و بی نتیجه باز می گردیم.
مگر نه آنکه نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می دهند، پس چگونه است که برای فعالیت های گروهی و ارزشمند ما هیچ اعتباری پیش بینی نمی شود و در زمان عمل قدم ها در کوه می شکند.
زهرا عبدالرزاقی، دبیر فرهنگی این کانون، گفتگو را به بحث جوان امروز کشاند و گفت: در جامعه اسلامی زنان کاشان پژوهشگده ازدواج را طراحی و اجرا کرده ایم تا بتوانیم این مشکل جوانان را از معرفی به یگدیکر با حضور خانواده تا آموزشهای قبل و بعد ازدواج حل کنیم که بسیار با موفقیت انجام گرفته است.
به گفته وی، در جامعه ی امروز برای رسیدن به آرمانهای اسلامی نیاز هست تا با برنامه های هدفمند این قشر همرا هی شوند نه اینکه در حد سخن پایان یابد.
وی استقبال از این پژوهشگده را بهترین امید برای حرکت دانست و افزود: متاسفانه، تاکنون به ارزشهای مدیران مسول این مکان خودجوش زنان توجه درخور نشده است تا پشوانه و یا الگویی باشد تا دیگر زنان را هم به سوی تلاش های گروهی با هدف اصلاح جامعه مطلوب و اسلامی سوق دهد.
نگاهم در ا ندیشه هایشان گم و ناپدید می شد. مادران و زنان خوب ایران چه کم توقع به دیدار لحظه ها می شتابند. چهره شان مهربان و دلشان پرغم بود چرا که عاشق داشته هایشان هستند اما دستان کمک را دور می بینند.
معلم دیروز من، هنوز هم ، نفس ساختن دارد، در گفته هایش، مشاوری دلسوز است که نگاه زنانه اش او را به ظریف ترین لایه های خشن جامعه می رساند.
با خود و در خود می سوختم که اشک هایم چهرهایشان را در هم ریخت و آغاز نغمه ی شد. سکوت در لبخند مهربان معلم روزهای هیاهویم شکست.
معصومه دانشوزیری، یکی از مشاورین این مجموعه، فریاد را از ناشناخته های زنان دانست و گفت: یکی از فرایند های انقلاب آشنایی زنان با حقوق قانونی آنهاست اما متاسفانه در شناخت و بدست آوردن این حقوق گاهی راه را به بی راهه می روند.
که عضو شورای حل اختلاف دادگستری کاشان نیز هست افزود: شناخت حقوق زنان نبایدآنها را از لطافت و ظرافت های زنانه به دنیای خشن فردا برساند و به این باور برسند که این حق ابزرای از جنس خشونت است که در دست آنهاست بلکه آنچه را که به ارزش زنان می افزاید متانت و مهربانی وبدور از مرزهای قضاوت است.
به گفته وی، این امر هم مستلزم ارتباط زنان مشاور و آگاه با بستر جامعه و زنان خانه داراست که نیاز به همراهی و نهادینه کردن مسولان امر دارد، چرا که توانمندی ما زنان در قسمت آموزش، مشاوره و انگیزه برای ارائه راحل ها پایان ناپذیر است.
اما بسترهای پشتوانه به خصوص در بخش اعتبار دهی کامل نیست اما امیدوار هستیم با توجه به دنیای امروز که نقش رسانه های فرا مرزی در نگاه به فرهنگ ایران شفاف نیست که با نوعی ابزارهای نرم وارد کانون خانواده ها شده تا به اهدافشان نزدیک شوند.
نقش ما زنان را نادیده نگیرند و به این باور برسند که اگر مارا یاری دهند می توانیم جامعه ی از جنس آیینه بسازیم. این بود سخن سه زن بزرگ در یک دیدار کوتاه که زمزمه ای کرد از بال پرستوهای ایران، که پرهایشان را در طوفان حوادث بر باد نمی سپارند و در بازار هیاهو آرام آرام لانه می سازند و به انتظار روزهای آفتابی ، شب های سیاه را الماس درخشان می پندارند

/ 0 نظر / 6 بازدید