سخن اول

استفاده از مطالب وب سایت این جانب به شرط عدم دخل و تصرف در کلمات و محتوا مجاز می باشد .

/ 1 نظر / 6 بازدید
رشید داودی

به نام خدا سلام [گل] [لبخند] ... و خدایی که در این نزدیکیست ..... باز هم غروب سرخ و دلگیر آدینه به تاریکی شب منتهی شد و لحظه قبض و سنگینى روح بر قلب باز هم فارغ از تمام افکار زمینى با دلى آکنده از عشق به افق سرخ و خونین چشم دوخته‏ و دلتنگ دیدار تو ، چشمهایم دیگر از اشک پر شده و افق را تار مى‏بینم و درخشش آسمان در قطرات اشکم محو مى‏شود، دلم طاقت نمى‏آورد مى‏خواهم فریادى از عمق جان برآورم و به همه بگویم دیگر تاب این همه انتظار ندارم ناگهان طنین دل نواز الله اکبر گوش را نوازش داد و دوباره اذان فراق را سر دادم و با ندای قد قامت اذان ، قامت بی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بستم ... [گل] از دوری تو غمین و نالان هستیم وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم اصلیت ما را تو اگر می پرسی از کوفه ولی مقیم تهران هستیم! ما لشگری از سلاح روسی داریم در دوز و کلک رگ ونوسی داریم هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم این هفته فقط نیا عروسی داریم از جور زمانه ما شکایت داریم اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم ما مشکلمان گرانی و بیکاریست آقا به نبودنت که عادت داریم... ما قیمت روز ارز را می دانیم م